روایت‌های تکان‌دهنده از دانش‌آموزان مناطق مرزی و ناچاری شهروندان در حذف مکمل‌های دارویی، تنها نوک کوه یخِ بحران امنیت غذایی است؛ جایی که سیاست‌گذاری‌های ناهماهنگ، «عدالت غذایی» را به رویا تبدیل کرده است.

سفره مردم در حال فروپاشی است؛ دولت هنوز از «تغذیه سالم» حرف می‌زند

به گزارش سلامت نیوز به نقل از رکنا،کاهش قدرت خرید و گرانی مواد غذایی و مکمل‌ها، کیفیت تغذیه مردم را کاهش داده و زنگ خطر سوءتغذیه، بیماری و تشدید نابرابری غذایی را به صدا درآورده است.

کاهش دسترسی به مواد غذایی مغذی و باکیفیت در ایران، اتفاقی یک‌شبه نیست؛ بلکه نتیجه روندی تدریجی است که طی سال‌ها شکل گرفته است. مسئله تنها کمبود مواد غذایی نیست؛ بلکه افت کیفیت سفره مردم است. شاید در مرحله نخست، فردی نتواند گوشت تازه تهیه کند و به گوشت منجمد روی بیاورد؛ اما زمانی شرایط نگران‌کننده می‌شود که حتی همان گزینه‌های جایگزین نیز از دسترس خارج شوند و مصرف پروتئین حیوانی به شکل محسوسی کاهش یابد.

بخشی از نیازهای بدن مربوط به تامین انرژی روزانه است که می‌توان آن را با مصرف نان، قند و مواد مشابه جبران کرد؛ اما موضوع مهم‌تر، دریافت مواد مغذی ضروری است که در پروتئین‌های حیوانی وجود دارند. اسیدهای آمینه ضروری، آهن، فولیک اسید و برخی ویتامین‌ها مانند ویتامین B12 که عمدتا از منابع حیوانی تامین می‌شوند، نقش مهمی در سلامت بدن دارند و جایگزین ارزان و در دسترسی برای بسیاری از آنها وجود ندارد.

از سوی دیگر، برخی مواد غذایی مانند ماهی، به‌ویژه برای افراد مبتلا به بیماری‌های قلبی، جزء ضروریات رژیم غذایی به حساب می‌آیند؛ اما با کاهش قدرت خرید، الگوی غذایی جامعه نیز تغییر می‌کند. در چنین شرایطی، سالم‌خواری به تدریج جای خود را به الگوهای ناسالم‌تر می‌دهد.

غذاهای سرخ‌شده، چرب و کم‌کیفیت بیشتر وارد سفره‌ها می‌شوند. در نتیجه شاید میزان کالری دریافتی افراد کاهش پیدا نکند و جامعه لزوما دچار لاغری گسترده نشود؛ اما کیفیت تغذیه افت می‌کند. این مسئله می‌تواند در بلندمدت پیامدهایی جدی برای سلامت عمومی داشته باشد.

اگر در گذشته افراد هر چند روز یک‌بار غذای باکیفیت مصرف می‌کردند، امروز ممکن است این فاصله به چندین هفته برسد. در چنین شرایطی، بدن الزاما دچار گرسنگی نمی‌شود؛ بلکه با مواد غذایی کم‌کیفیت احساس سیری پیدا می‌کند. همین کاهش کیفیت تغذیه می‌تواند زمینه‌ساز بیماری‌های قلبی، واکنش‌های آلرژیک و مشکلات متعدد دیگر شود.

نگرانی دیگر، احتمال بازگشت مواد غذایی تاریخ‌گذشته به چرخه مصرف است؛ موضوعی که می‌تواند سلامت جامعه را با تهدیدهای جدی مواجه کند.

در این میان، تورم تنها بر مواد غذایی تاثیر نگذاشته و بازار مکمل‌های غذایی و ویتامینی را نیز تحت تاثیر قرار داده است. یک شهروند در گفت‌وگو با رکنا می‌گوید: قیمت مکمل‌ها آنقدر بالا رفته که نگران حذف شدنشان از سبد خرید هستم. مکمل ب کمپلکس تقریبا دو برابر شده و فعلا از خرید آن منصرف شده‌ام. با این شرایط اقتصادی، اولویت ما سیر شدن است نه تغذیه سالم.

شهروند دیگری که طبق تجویز پزشک از مکمل امگا ۳ خارجی استفاده می‌کرد نیز به رکنا می‌گوید: قیمت این برند امگا ۳ در ایران به ۱۳ میلیون تومان رسیده است. ترجیح می‌دهم به سمت نمونه‌های ایرانی بروم؛ اما مشخص نیست این شرایط تا چه زمانی ادامه پیدا کند.

آبان‌ماه سال گذشته نیز برخی معلمان یک مدرسه در روستای مرزی درمیان در خراسان جنوبی به رکنا گفته بودند که تعدادی از دانش‌آموزان، در کنار بیماری‌های مختلف، عمدتا از سیب‌زمینی به‌عنوان غذای اصلی استفاده می‌کنند و به‌ندرت مواد غذایی مغذی‌تر در اختیار دارند. به گفته آنها، این وضعیت بر رفتار و عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان نیز تاثیر گذاشته و باعث افزایش پرخاشگری و کاهش تمرکز آنها در کلاس درس شده است.

کارشناسان حوزه سلامت نیز نسبت به دو چالش همزمان در کشور هشدار می‌دهند؛ از یک سو کمبود ریزمغذی‌ها، لاغری و کوتاه‌قدی ناشی از سوءتغذیه در کودکان و از سوی دیگر افزایش چاقی، دیابت، فشار خون بالا و مصرف بی‌رویه قند، نمک و چربی در میان بزرگسالان.

گروه‌های آسیب‌پذیر شامل کودکان زیر ۶ سال، زنان باردار و شیرده، سالمندان و ساکنان مناطق محروم و حاشیه‌نشین بیش از سایر اقشار در معرض این آسیب‌ها قرار دارند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد حدود ۵ تا ۶ درصد کودکان زیر پنج سال با لاغری و حدود ۵ درصد با کوتاه‌قدی ناشی از سوءتغذیه مواجه‌اند؛ آماری که در استان‌های محرومی مانند سیستان و بلوچستان، ایلام، مناطق جنوبی کرمان و خراسان جنوبی می‌تواند بالاتر باشد.

در مقابل، روند افزایشی چاقی در کودکان شهرنشین نیز به نگرانی دیگری تبدیل شده است. این دوگانگی؛ یعنی لاغری ناشی از فقر غذایی در مناطق محروم و چاقی ناشی از تغذیه نامناسب در مناطق شهری، نشان‌دهنده نبود سیاستگذاری منسجم و مبتنی بر عدالت غذایی است.

به نظر می‌رسد فرهنگ تغذیه در ایران، قربانی مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، تبلیغاتی، آموزشی و سیاستگذاری‌های ناهماهنگ شده است. در چنین شرایطی، اصلاح فرهنگ غذایی تنها با شعار یا برگزاری همایش ممکن نیست؛ بلکه نیازمند اراده سیاسی، اصلاح ساختارهای اقتصادی و مشارکت اجتماعی گسترده است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha